چی بگم؟ بعد از اینهمه سال..... در این غربت سرد گیر افتادم...بدجور
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٠٧ ب.ظ توسط روح افروز
یکشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٦
بنام هو که زنده و حاضر و ناظر بر همه چیز و همه کس
با سلام به تمامی عزیزان و دوستانم از اینکه مدتها نبودم و غیبت داشتم معذرت میخوام بگذارید به حساب گرفتاریهای خوب و البته....
مبحث عشق رو خیلی دوست دارم برای همین بازم ادامه اش میدم تا اونجایی که نتیجه بگیرم.
دوستان مگر قانون زندگی عاشق.... معشوق نیست؟
البته که برای یه عاشق واقعی همینطوره.
یه عاشق هرگز در معشوق خودش تردید نمی کنه و پر از اعتماد و اطمینانه حتی اگه بخواد بدترین بلاها رو سرش بیاره بازم قبول میکنه و تسلیمش می شه حتی اگه بخواد اونو نابود کنه بازم قبوله...پس میگه اگه تو بخوای حاضرم که بمیرم برات ...
حتی حاضره بخاطر معشوقش قربانی بشه مگه نه؟
شمام موافقید که آدم اینطوری عاشق باشه؟؟؟؟
¤ نوشته شده در ساعت ۸:۱۳ ب.ظ توسط روح افروز
شنبه ۱ دی ،۱۳۸٦
با نام و ذکر حضرت دوست
با سلام مجدد به همه ی دوستان عزیز از ایمیلها و پیام هاتون خیلی خیلی ممنونم
از بابت تاخیرم هم معذرت .....
واقعا عشق چه انرژیی داره ! آدم هر چی بگه کم گفته.....
مبحث قبلی در باره ی ظهور و تجلی عشق بود پس ادامه اش می دیم:
((همیشه عاشق در تلاشه تا ارتباط خود را با معشوق بیشتر و عمیق تر کنه سعی میکنه که در حضور معشوقش هر چه بهتر ،خوبتر، و کاملتر عمل کنه توجه او لحظه به لحظه بیشتر و خیره تر میشه...و اینکه عاشق از هیچ چیز جز دوری معشوقش نمی ترسد.))
(تنها ترس او تنهائی و رفتن معشوق است خدمت عاشق خالصانه و بی ریاست خدمت عاشق بدون توقع و انتظاره...تمام هدفش خواسته های معشوق است. راهش...اندیشه اش...کلام و عملش...دوستی و دشمنیاش...رضایت و غنایش همه و همه معشوق است و بس.)
برگرفته از سخنان((( استاد ایلیا)))
از کتاب (((((جریان هدایت الهی))))))
و به امید خدا حالاحالا ها
ادامه داره .....
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٤٩ ق.ظ توسط روح افروز
یکشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٦
یا صاحب حق
با سلام به دوستای عزیز:
واقعا؛ داشتن نشاط و آرامش محض چگونه بدست می آد؟
وقتی که عشق ظهور می کنه چه حسی داریم؟؟؟
این عشق در وجود انسان هست منتهی بصورت راکد و پنهان و اونچه که موجب مخفی شدن عشق میشه خود خواهی و خود بینی ما انسانها ست بیایید این سایه های تاریک رو از میان برداریم و بگذاریم خورشید درونمون بر ما بتابه و ما رو بیشتر به اصل ذات و حقیقت درونمون برسونه به همون خدایی که بهترین یار و یاوره در تنهایی ها بی کسی ها و ناراحتی ها و بیچارگی های ماست.
باید تسلیم و رام او باشیم توکل به او و تسلیم به هر آنچه که خواست آن یگانه ی بی همتاست.ای کاش تمام ما انسانها یک رام الله باشیم.
شمام موافقید؟؟؟؟
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٤٥ ق.ظ توسط روح افروز
سهشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٦
بنام خدای بی همتا
با سلام به همه ی دوستان خوب در وب لاگ و معذرت از تاخیرم :
راستش باید بگم امیدوار بودن و جلب نظر یگانه معبود و معشوق ما رو به چه جاهائی که نمی بره!
مدتی بود که دیگه هیچ حرفی برای گفتن و انگیزه ای برای نوشتن نداشتم .
بعد از مدتی کلنجار رفتن به این نتیجه رسیدم که اینجوری فایده نداره باید از یه جائی شروع کنم ...شروعی دوباره برای مبارزه با تمام نا امیدی هام....
نباید بگذارم نا امیدی و سستی بر من چیره بشه پس این جور ی شروع می کنم :
با نگاهی عمیق به تجربه هایی که داشتم و بینش و دیدگاه جدیدتر و دقیق تر که از نگاه کردن به تمام گذشته ام بدست آوردم...به گذشته ای که دورش انداختم و میخوام با همه ناجوراش مبارزه کنم قوی، محکم و مستقل .
به امید خدا اومدم تا شروع کنم
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٤٤ ب.ظ توسط روح افروز
جمعه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٦
««« یا المهیمن»»»
پيروان هر آيين و مذهبي در سراسر دنيا با خواندن اوراد و اسماء الهي، همدلي و همبستگي خود با يكديگر و رابطهشان را با خداي خود آشكار ميكنند و از اين طريق به تزكيه، انرژى گرفتن و قدرت بخشيدن به جسم، ذهن و روح خود كمک مىكنند. اين روش راه مؤثري براى كاهش ترس و اضطراب است و انرژيهاي منفى را از بين ميبرد. همچنين مراكز انرژي ما را پاكسازى ميكند و به هماهنگى سيستم انرژى در سرتاسر بدنمان كمک مينمايد.
ادامه داره...
منبع: نشريه علوم باطني
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٤٥ ق.ظ توسط روح افروز
یکشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٦
««بنام خدای مهربونم یگانه قاضی عادل »»
پرقدرت ترين و مجربترين روشي كه براي بهرهگيري از تأثيرات مثبت و شفابخش اصوات خاص وجود دارد استفاده درست از اسماء الهي است. توضيحات مختلفي براي چگونگي اثرگذاري اين اصوات استثنايي بيان شده است از جمله اينكه اين ذكرها حامل ارتعاشات صوتي و انرژي معيني هستند كه قصد و عمل مؤثرشان تغذيه روح ماست.
ادامه داره...
منبع: نشريه علوم باطني
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۳٠ ب.ظ توسط روح افروز
جمعه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٦
بنام «««یگانه خدای بی همتا»»»
حضرت زرتشت با كلام مقدس و خواندن اوراد و ادعيه با صوتي خوشآهنگ مريضها را بهخصوص بيماران صرعي، پوستي، چشمي و افليجان را شفا ميداده است (...) در مصر و بينالنهرين موسيقي و شفا با معابد و مراسم مذهبي همراه بود و در يونان براي تنظيم هارموني عناصر بدن استفاده ميشد. روميها هم به نيروي شفابخش موسيقي معتقد بودند و از آن براي درمان طاعون، مارگزيدگي، بيخوابي، بيماريهاي رواني و جنون استفاده ميكردند. درايران و چين و هند باستان نيز اصوات و موسيقيهاي بهخصوصي را شفابخش و مرتبط با روح انسان ميدانستند و از آن براي تعادل، ارتقاء آگاهي وسلامت ذهن و بدن استفاده ميكردند.
بواقع شفا گران الهی در عصری که زندگی میکنیم وجود دارند منتهی چشم بصیرت میخواد.....
ادامه داره...
منبع: نشريه علوم باطني
¤ نوشته شده در ساعت ۳:۳٧ ب.ظ توسط روح افروز
سهشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٦
بنام اون بی همتائی که ذکرش دعا و شفاست
با سلام به دوستان خوبم از لطف همه ی شما عزیزان ممنونم
در ادامه باید بگم:
درتمام دوران، موسيقي و طبابت با يكديگر پيوند داشتهاند و در برخي اديان و فرهنگهاي كهن از ريتم طبلها، نواختن زنگها، خواندن ذكرها و سرودها و دعاهاي مذهبي يا آييني براي دفع ارواح شرور و خروج امراض از كالبد بيماران استفاده می کردن. موسيقي بخش عمدهاي از زندگي مردم را تشكيل ميداده و منبعی از قدرت برای شفاي آنها محسوب ميشد.
اصلا" میدونین منبع اصلی قدرت برای شفا یافتن از چه طریقی تآمین میشه؟ هیچ میدونین که بعضی از انسانها منبع کامل قدرت الهی اند و شفاگران الهی محسوب میشن و ارتباط با آنها برای ما درمان وح و جسم ماست!!!
ادامه داره...
منبع: نشريه علوم باطني
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٢٥ ب.ظ توسط روح افروز
جمعه ۱ تیر ،۱۳۸٦
بنام خداوند بخشنده و مهربان
نمي دونم تا حالا با دياپازون سرو كار داشتين يا نه؟ اما من يك روز تجربه عجيبي بدست آوردم با هر تکاني که در دياپازن ايجاد ميشد، يک صدا و يک ارتعاش رو حس ميکردم. و همين کار را بارها تکرار کردم، مثل اینکه درونم را به چيزي قلاب زده بود به اينکه وقتي يک چيز با ارتعاش و صوتش باعث تاثير بر روی آنچه در سطح خود است، ميشود، پس اين حالت در جهان خلقت چه جوریه ؟
« همه چيز در خلقت موسيقي خودش را خلق ميكنه و ارتعاشات آن بر كل هستي اثر ميگذاره، هرچند تأثيراتش كمتر از آن چيزي باشه كه شنيده يا احساس ميشه. تمام اصواتي كه ميشنويم و يا نميشنويم طنيني در ما ايجاد ميكنه كه ميتونه الگوهاي ارتعاشي ما را تغيير بدن. بعضي از آنها عملكرد هماهنگ ما را ناموزون ميكنند و برخي ديگر ما را با نيروي حياتي كه در درونيترين هسته هر چيزیه، نزديك ميكنند و انرژيهاي ما را با هستي هماهنگ ميسازند.»
بازم ادامه داره...
با سلام به تمامی دوستان خوبم:::::
¤ نوشته شده در ساعت ۳:٤٩ ق.ظ توسط روح افروز
